امروز از اون روزاست که می خوام بنویسم .. ولی دقیق نمی دونم راجع به چی یا کی ؟!!
این طور که از صبح معلومه امروز ماله منه .. و واقعا می خوام تا شب مال من بمونه .. و به هیچ کس اجازه نمی دم من و ناراحت کنه امروز .. یا شایدم از امروز .. !
خوب .. می خوام از آرزوهام بنویسم .. شاید واقعا شد .. می دونم با لاخره می رسن ... اون کسایی که می خوام تو اون روزهایی که میان .. !
لبخند های معنی دار .. که پشتش از ته دل خندیدنه .. نه که همش بخندم .. گریه ام کنم .. ولی فقط از شوق زیاد که خنده کفاف نکنه !
دلم می خواد همه خاکستری ها سفید و همه سیاه ها نابود !
دلم می خواد همه راه ها باز شن .. و هر کس به اون چیزی که لیاقتشه برسه ... دقیقا همون قدر که لیاقت داره .. !
تو دیگه بر نمی گردی .. ولی آرزو می کنم که مثل تو شم ..
بزرگ ...
بی ریا ...
بخشنده !